چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟
باده از خون رزان است، نه از خون شماست!
.
این چه عیب است کز آن عیب خلل خواهد بود؟
ور بود نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟

تفسیر:

نکته‌ی که در رابطه با اشعار حافظ برای من جالب هست این واقع‌نگری، خاکستری‌بینی، و قبول خطاکار بودن انسان است. حافظ انسان واقعی را با خطاهایش می‌بیند و از او توقع غیرواقعی فرشته بودن ندارد. این در ابیات زیادی از او دیده می‌شود و از جمله در این مصرع که می‌گوید: .....ور بود نیز چه شد؟ مردم بی‌عیب کجاست؟ یا اینکه اصرار به گناه شراب‌خواری می‌کند (چه شود گر من و تو چند قدح باده خوریم؟)! آن هم گناهی که آسیبی به کسی نمی‌رساند و در حوزه‌ی فردی انسان است (باده از خونِ رزان-انگور- است، نه از خون شماست)!

در تایید همین مدعا، حافظ در  بیت معروف دیگری می‌گوید: «پدرم روضه‌ی رضوان به دو گندم بفروخت...ناخلف باشم اگر من به جوی نفروشم....»

یعنی برای حضرت آدم (پدرم!) حق اشتباه قايل می‌شه که «روضه‌ی رضوان (بهشت)» رو به دو گندم فروخت...و نتیجه می‌گیرد ما هم که فرزندان همان آدم هستیم، لاجرم  خطاپذیریم و اشتباه می‌کنیم...(و ناخلفیم اگر «به جوی نفروشیم»). یعنی حافظ خطا را از انسان جدا نمی‌بیند،‌بلکه آن را جزیی از ذات انسان می‌داند. آن را نفی نمی‌کند، تحقیر نمی‌کند، تبری نمی‌جوید، بلکه به رسمیت می‌شناسد! نمونه‌ی دیگر این بیت معروف است که می‌گوید: «آدمی، در عالم خاکی نمی آید بدست....عالمی دیگر بباید ساخت و ز نو آدمی» در اینجا هم باز حافظ به ذات این دنیای خاکی اشاره می‌کنه و اینکه «آدمی» به معنی ایده ال و فرشته‌گونه‌اش بخاطر طبیعت این دنیا، دست نیافتنی است. خوبیها و بدیها درهم تنیدهاند و از هم جدا نیستند. و اگر به دنبال ایده ال هستیم، باید دنیای دیگه ای از اساس ساخته بشه و آدمی دیگه ای ساخته بشه که خوب طبعا غیرممکنه و حافظ به نظر به طعنه‌ی نشدنی بودن آنرا بیان می‌کند!

به هر ترتیب اینها نمونه‌هایی هست که نشان می‌دهد شکلی از انسان‌گرایی (اومانیسم) و انسان‌محوری در کلام حافظ موج می‌زند، آن هم در روزگاری که این مفاهیم برای بشر غرب و شرق معنایی نداشته. متاسفانه این ریشه‌ها ناشناخته مانده و سرسری از آنها گذشته‌ایم. حال آنکه نگاه دوباره به آنها و غور اندیشمندانه در آنها می‌تواند به شکل‌گیری رنسانسی در هویت ایرانی و جهانی بیانجامد. اندیشه‌ای از خود برون آمده و غیرتقلیدی. فعال و نه منفعل. تولید کننده و نه مصرف‌کننده....