ابیات مربوط به ارزش دوستی
اگر روزی تو را کردم فراموش…….درآید از دماغم صد عدد موش (شاعر نامشخص)
اگر روزی تو را کردم فراموش…….درآید از دماغم صد عدد موش (شاعر نامشخص)
که انداخت آتش در این بوستان…کزان سوخت جان و دل دوستان (فردوسی)
از هر طرف که رفتم جز وحشتم نیفزود…زنهار از این بیابان وین راه بینهایت (حافظ)
به کجای این شب تیره بیاویزم قبای ژندهی خود را (اخوان ثالث)
بس که شستیم به خونابه جگر جامهی جان…نه از آن تار به جای ماند و نه پود ای ساقی! (حافظ)
به داد و دِهش یافت آن نیکویی …تو داد و دِهش کن فریدون تویی (فردوسی)
با لب دمساز خود گر جفتمی …. همچو نی من گفتنیها گفتمی (مولانا)
دل هر ذره را که بشکافی.....آفتابیش در میان بینی (هاتف اصفهانی)
کزان بوم خیزد سپهبد چو تو… فزون آفریناد ایزد چو تو (فردوسی)
کنون که در چمن آمد گل از عدم به وجود…..بنفشه در قدم او نهاده سر بسجود (حافظ)
رویت همه ساله لاله گون باد…حسن تو همیشه در فزون باد (حافظ)
از آمدنت نبود گردون را سود….وز رفتن تو جاه و جلالش نفزود (مولانا، کاربرد برای شوخی)
پیش از اینت گر که در خود داشتم…هر کسی را تو نمی انگاشتم (فروغ)